سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

  شوفاژ

پنج شنبه 99/1/28 1:2 ع
 

بسم الله

چون شوفاژهای محل کارمون خاموش بود، تا زمان اتمام کار، حسابی یخ می کردم

دستام سرد سرد میشد ... 

ولی ماشین بابام گرمه ... وقتی میاد دنبالم ... 


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


  شهادت هنر مردان خداست ...

جمعه 98/10/13 4:34 ع
 

شهید قاسم سلیمانی


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


 

بسم الله

یا حسین علیه السلام

انتشار بدون ذکر  منبع بلامانع است

برای دریافت تصویر با کیفیت روی تصویر کلیک کنید


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


 

بسم الله

یا امیرالمومنین علیه السلام

 

انتشار بدون ذکر  منبع بلامانع است

برای دریافت تصویر با کیفیت روی تصویر کلیک کنید


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


  پاسداری

سه شنبه 98/1/20 9:26 ع
 

بسم الله

روز پاسدار

روز پاسدار با پاسدارانی از این جنس، زیباتر است

روزت مبارک


پی نوشت: خیلی وقت که نمی نویسم، حدودا از سه سال پیش چنین روزهایی

دلم تنگ شده، حتی برای نوشتن از تو ...

 

راستی، تولد قمری ات مبارک
تاریخ تولد: 25 اسفند سال 1334 هجری شمسی (سوم / شعبان / 1375 ه- ق )

ادامه مطلب...

  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


 

بسم الله

 

حسن باقری

انتشار بدون ذکر  منبع بلامانع است

برای دریافت تصویر با کیفیت روی تصویر کلیک کنید


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


  شنبه / 9بهمن / 1361

سه شنبه 97/11/9 11:53 ص
 

بسم الله

«شنبه 9/بهمن /1361
این یادداشت توسط غلامعلی رشید در صفحه مربوط به - این روز نوشته شده است

صبح ساعت 10 به شناسایی می رود (صاحب دفتر را می‌گویم، حسن باقری عزیز را به همراه برادر مجید بقایی و برادر [مجتبی] مؤمنیان و توکل ] قلاوند و [محمد تقی رضوانی و مرتضی صفار [صفاری و محمد باقری(برادرش) به منطقه فکه می رود. سمت راست جاده آسفالته و در یک سنگر دیده بانی، چهار پنج کیلومتری دشمن شروع می کنند به شناسایی ارتفاعات حمرین و فوقی و ..
ساعت 12 ظهر است... صدای قاری قرآن به گوش می رسد... و گرم شناسایی هستند. حسن باقری، محمد باقری را صدا می زند و می‌گوید برو بیرون از آن سرباز بپرس مختصات اینجا چند است... و محمد باقری بیرون می رود و خدا انتخاب می کند... که کرده است. منتها در این لحظه، گل رسیده بود... و آماده چیدن بود... و صفیر یک گلوله توپ نزدیک شد... و نزدیک تر... و درست در سنگر هدایت شد و منفجر شد...



حسن باقری

 

سه تن بلافاصله شهید شدند ([مجتبی] مؤمنیان، توکل ] قلاوند، محمدتقی رضوانی) و برادر مرتضی صفاریان زخمی شد و اجر شهید را خداوند نصیبش کرد. و مجید بقایی بعد از شهادتین، او نیز شهید شد و یک فرمانده دو پایش قطع شد. او مجید بقایی بود.

و اما حسن باقری، صاحب دفتر، موج شدید انفجار او را بیهوش کرد... و ناله میکرد... یاحسین... یامهدی یا الله..... دو و نیم ساعت بعد رفت پیش خدا و رستگار شد و راحت... و دفتر زندگی اش در ساعت سه و نیم بعدازظهر روز 9 بهمن 1361 و 14 ربیع الثانی 1403 از این دنیای پر از بلا و فتنه و رنگ و ریا بسته شد. خوش به حالش...»


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


 

بسم الله

یا حسین علیه السلام


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


 

بسم الله

حسن باقری

 

انتشار بدون ذکر  منبع بلامانع است

روی تصویر کلیک کنید


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


 

بسم الله

غلامحسین افشردی

انتشار بدون ذکر  منبع بلامانع است

روی تصویر کلیک کنید


  به قلم : غلامحسین افشردی

  سخن :  


   1   2   3      >

: لیست کامل یاداشت های این وبلاگ :

شوفاژ
شهادت هنر مردان خداست ...
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 10
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 9
پاسداری
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است8
شنبه / 9بهمن / 1361
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است7
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 6
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 5
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 4
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 3
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است 2
انتشار بدون ذکر منبع بلامانع است
شاید بانو آسیه نمی دانست !!!
[همه عناوین(152)][عناوین آرشیوشده]